احسان آقایی

احسان آقایی

جستجوی بی‌پایان

 

«ماشین‌های قراضه‌» و «ماشین‌های پازل شده» بیش از آن‌که حاوی روایت باشند آثاری فرمیک‌اند. در این مجموعه چون بخش‌هایی از رمان، عملاً هیچ اتفاقی نمی‌افتد یا قرار نیست که بیفتد بلکه چون رمان پروست در برخی مواقع به جزئیاتی – که شاید چندان مهم نباشند – پرداخته شده است. برای نمونه در یکی از آثار این مجموعه، نشان «بنز» در نخستین نگاه خود را می‌نمایاند، آیا نقاش قصد بیانی نشانه‌شناسانه داشته است و می‌توان از ترکیب آن با پالت رنگی او در این اثر به برداشتی اگزیستانسیالیستی دست یازید؟ پاسخ دشوار است و درعین حال می‌تواند «آری» و «نه» باشد ولی من بر آنم که آن‌را چون شیوۀ نگارش پروست ببینم؛ در رمان او، گاهی ده‌ها صفحه را پشت سر می‌گذاریم و شاهد توصیفاتی – تا سرحد ملال – هستیم که عملاً فاقد ارتباط معنادار با داستان هستند ولی بیان می‌شوند، چون هستند، فارغ از هر برداشت فکری و فلسفی. دانش بصری سحابی هرچند ما را به خوانشی دیداری در این مجموعه سوق می‌دهد ولی آن هم در نهایت یک واژه را به ذهن متبادر می‌کند: کمپوزیسیون؛ ساماندهی عناصر بصری در یک ترکیب‌بندی استوار؛ او حتی آگاهانه از رنگ اکریلیک بهره می‌برد تا مانع بیان هیجان‌نمایانۀ رنگ‌روغن شود. نمی‌شود از این واقعیت چشم پوشید که این مجموعه ارتباطی با شغل پدر هنرمند و یا کودکی او دارند ولی تجلی آن‌ها بر بوم فاقد بیان معنایی و روایی است؛ شاید نوعی «تداعی آزاد» است؛ آنچه که به گمان من، نوشتن رمان پروست، ریشه در آن دارد و در آن، نوشتن فی‌نفسه، بر معنا و روایتگری ارجحیت دارد. او در گفت‌وگویی با احمدرضا دالوند گفته است: «در کشیدن آن‌ها [ماشین‌های قراضه] هیچ انگیزۀ اعلام شده و اعلام کردنی ندارم. به قصد بیان هیچ فلسفه یا شعاری آن‌ها را نکشیده‌ام. مطلقاً قصد هیچ‌گونه پیام‌رسانی ادبی از نوع خشونت ماشینیسم، بی‌هویتی انسان در عصر ماشین، مرگ، مصرف‌زدگی و … نداشته‌ام. در این ماشین‌های قراضه بیش از هر چیز یک طبیعت بی‌جان دیده‌ام».

برای مطالعۀ کامل مقاله به کتاب مروری بر زندگی و آثار مهدی سحابی مراجعه فرمایید

{ احسان آقایی }

رئیس سابق موزۀ هنرهای معاصر تهران

پیمایش به بالا