از چشم تا نگاه
در آثار تجسمی مهدی سحابی
در جغرافیای تخیلی مهدی سحابی ادراک جهانِ محسوسات بیش از هر حسی در اختیار حس بینایی است. در مجموعۀ چهرهنگاریها، خویشنگاریها، ماشینهای قراضه، آدمکها، پرندهها و بعضی دیگر از سایر مجموعههای او شاهد تأکید وی بر چشم، نگاه و حس بینایی هستیم. در حقیقت سحابی از تن، چشم را به عنوان مهمترین عضو ادراکگر برمیگزیند و در جهان بودگی خویش را با دو چشم اعلام میکند. تنِ ادراکگر از طریق دو چشم به جهان مینگرد و جهان نیز به او مینگرد. ژک فونتنی منتقد و نشانهشناس نیز، ضمن بررسی یکی از اشعار بودلر شاعر فرانسوی و از پیشروان مکتب سمبولیسم، از تنِ ادراکگر و ادراک شده به وسیلۀ قوای بینایی چنین مینویسد:
«اما تنِ ادراک شده، یک تنِ ادراکگر نیز هست، او میبیند [میداند] که او را نگاه میکنیم» (فونتنی، 2003، ص. 18).
فراموش نکنیم مقصود از تن فقط منحصر به جسم و یا کالبد نیست، بلکه مقصود تمام نیروهای حسی – حرکتی به انضمام جسم میباشد. در این معنا «تن واسطهای بین فضا و روان است و به یاری همین وساطت است که چیزها خودشان بر ما آشکار میشوند» (کولو، 2011، ص. 42). اعضای تن، واسطۀ ادراک ما هستند و چشم نیز در کنار سایر اعضاء این وساطت را بر عهده دارد. زمانی که از چشم صحبت میکنیم، فراموش نکنیم که هر یک از اعضای چشم به تنهایی و سپس در پیوند با یک کل، وظیفۀ ادراک و دریافت جهان بیرون را بر عهده میگیرند.
برگزیدن چشمها از بین سایر اعضای چهره، نزد سحابی بار معنایی ویژهای داشته و نه تنها عاملیت زایشِ معنا را برای آفرینندۀ اثر بر عهده گرفته، بلکه برای بیننده نیز عاملیت معناسازی و معنازایی را انجام میدهد. علاوه بر نکات گفته شده، چشم به مثابۀ یک پنجره عمل میکند که کنشِ دیدن را نزد مهدی سحابی سامان داده و موجب ایجاد کادر میشود، بنابراین از نقش روانکاوانۀ چشم در آثار او نمیتوان غافل بود. با توجه به آنچه گفته شد، ما در این مُقال تلاش میکنیم که با همین تأکید ویژۀ سحابی بر عاملیت نگاه و چشم پیش رفته و در ابتدا نحوۀ بازنمایی چشم در آثار سحابی و سپس عاملیت نگاه در کنار مبحث چشم را نشان دهیم.
برای مطالعۀ کامل مقاله به کتاب مروری بر زندگی و آثار مهدی سحابی مراجعه فرمایید
{ سهراب احمدی }
۱۳۶۹ – کرمانشاه
− کارشناسیارشد فرهنگ و زبانهای باستانی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران
− کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه شهید بهشتی، تهران
− زبانشناس، منتقد، مدرس، مترجم
− مؤلف بیش از ۵ عنوان مقالۀ علمی − پژوهشی در زمینههای نشانهشناسی، زبانشناسی و زبانهای کهن
منابع
- استیون زد، لواین (۱۳۹۷). لکان در قابی دیگر، مترجم: مهدی ملک. تهران: انتشارات شوند.
- موللی، کرامت (۱۳۸۳). مبانی روانکاوی فروید لکان. تهران: نشر نی.
- هومر، شون (۱۳۹۸). ژاک لکان. مترجم: محمدعلی جعفری و سید ابراهیم طاهائی .تهران: انتشارات ققنوس.
- .FONTANILLE, Jacques (2003) «Lumières, matières et paysages» lumière: vol 31, numéro 3 Département des arts et lettres. Université du Québec à Chicoutimi p. 30_17
- .COLLOT, Michel (2011). La Pensée-paysage. Paris: ACTES SUD
- .KHOURI, Maurice (2005). »D’UN REGARD REGARDÉ« Revue française de psychanalyse 2/2005 vol69 p. 459_478
- .VILLARD, Maurice (1997) .De la question du regard dans la construction du sujet. Site web: perso.wanadoo.fr/Maurice. Villard/regard.htm, 1997
- .LACAN, Jacques (1964). Du regard comme objet petit a, les quatre concepts fondamentaux de la psychanalyse, paris: Le seuil, 1973
- www.larousse.fr
- .SARTRE, Jean-Paul (2019). Huis clos, paris: Gallimard
- .Lacan, Jacques (2004). le séminaire IV, paris: seuil
- .MERLEAU-PONTY, Maurice (1999). la prose du monde, paris: Gallimard
- DUCOMBS, Anne-Sophie (2016). Acte de création et acte psychanalytique : traversée de l’œuvre du compositeur Arnold Schoenberg, sous la direction de Sidi Askofaré – Toulouse 2
- .LACAN,Jacques (1973). Le Séminaire, livre XI, Les quatre concepts fondamentaux de la psychanalyse, paris: seuil
- .SARTRE ,Jean-Paul (1943). L’Être et le Néant, paris: Gallimard
