مژده طباطبایی

مژده طباطبایی

رند جهان‌بین

 

چرا مهدی سحابی؟

مهدی سحابی را شایسته است به حق، یکی از سرمایه‌های ملی ایران نامید که نه تنها باید ریشۀ هنرش را در گسترۀ جغرافیا و تاریخ پُر فراز و نشیب این سرزمین جست بلکه می‌توان از او به‌عنوان هنرمندی بین‌المللی یاد کرد که خارج از مرزها در تلاش است تا جهانی نو را بازنمایی کند. جهان نقاشی‌ها و مجسمه‌های سحابی برای تماشاگری که به نگرش تکراری از هنر مدرن عادت کرده، جهانی‌ست سراسر رنگ و شادمانی، جهانی شوخ و شنگ، مثبت، ساده، صادق و بی‌اغراق. در عین‌ حال در جهانی که سحابی خالق آن است به‌طور هم‌زمان هم نشانۀ عشق‌ورزی به سنت دیده می‌شود و هم نگرش انتقادی توأم با طنازی، این اندیشۀ انتقادی همۀ آثارش را به هم پیوند می‌زند و در فضای آن‌ها جاری می‌شود شاید به منظور یک بیان فردی و نه یک آرمان‌شهر جمعی یا نوعی واکنش پیچیدۀ تجسمی نسبت به جهانی که در آن زندگی می‌کند. گویی او می‌خواهد رها از مبالغه‌های امروزِ جهان، درون هر چیزی را رندانه به نمایش بگذارد.

به نظر می‌رسد سحابی همواره در حال گزار و سفر از میان مجموعه‌ها، نوشته‌ها و ترجمه‌هایش بوده با هرکدام زیسته و از ورای هر یک نگاهی به دیگری داشته و در عین حال به تمام مجموعه‌هایش تا پایان عمر وفادار مانده است. همچنان که چهره‌های هخامنشی را زمانی حبس در حجم‌های چوبی مدرن و گاهی خیره به لنز دوربین در فتومونتاژهای لایه‌لایه‌اش می‌بینیم یا صورتک‌های کاغذی که در جای جای ستون‌های رنگین قرار دارند و یا در حال ژست گرفتن در قاب عکس‌های پرسنلی‌اند. او با مجسمه‌هایش می‌نوشته و با ترجمه‌هایش دنیای پر دغدغۀ ذهنش را نقاشی می‌کرده است.

می‌توان گفت واژۀ «روشنفکر فرهنگی» به ‌راستی برازندۀ اوست چنان‌که استاد عزیز دکتر مجابی می‌گویند: «روشنفکر فرهنگی کسی است که کار تخصصی‌اش در سرنوشت و فرهنگ جمعی مملکت خود مؤثر است و برای جهت دادن به فکرهای نو و گشودن راه‌هایی تازه برای مردم کوشش می‌کند. سحابی چه در دوران روزنامه‌نگاری و چه در عرصۀ ترجمه با انتخاب دقیق آثار، آنچه را که ما نمی‌توانستیم به‌وسیلۀ سایر نویسندگان و هنرمندان ایرانی به مردم بگوییم، با آثارش گفت و آن‌ها را گسترش داد و عرضه کرد» (روزنامه اعتماد، 20 آبان 1388).

{مژده طباطبایی}

مدیر گالری مژده

پیمایش به بالا